کد خبر: ۵۴۱۴۵
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۱
بزرگداشت مرتضی انوشه در برازجان به مناسبت روز قلم

اختصاصی لحظه نیوز : نهال صدیق زاده

به بهانه ی بزرگداشت شاعر به ابدیت پیوسته مرتضی انوشه در روز قلم

واردتالار فرهنگ شدم لبخندش دلنشین بود باتمام وجودم سلام کردم جسم خاکیش مدتهابود که درسکوت ابدی فرورفته بود امامن پاسخش راباگوش دل شنیدم
بزرگ حک شده بود گریه به وقت انگور... ومن خوشحال بودم که همچون دانه ای انگور آن هم بدست تقدیردرتاکستان پرمهر نگاه خندان استادمرتضی انوشه گام برداشته ام. ..گفتگوی تصویری که ازایشان وخانواده پرمهرشان تهیه شده بود ،برای من که ناآ شنابه دیاردشتستان بودم فقط یک تعریف رابه همراه داشت. اوچون دیارش گرم وخاکی چون نخل هایش صبور وپرباروچون خلیج فارس دریادل بود.

تاجایی که حاضرنبودنوشته هایش بر جان وتن کاغذی نوشته شود . به عنوان پیش نویس که مبادا سایه درختی به گزاف از سر وطنش کم شود واوچقدرانسان بود.چقدرانسان بودکه می گفت نوشته هایم رابرکارتون های پفک وچیبسی می نویسم تابجای قلم تبر برپیکره سرزمینم نزنم ودرختی قطع نشود.بانوی پرمهرش به یادمهرهمسرباهریادوخاطره وتصویروشعر استاد بی صدااشک می ریخت برخاک خاطراتش بامرتضی انوشه...تالارلحظه به لحظه شلوغ ترمی‌شد.

به همت انجمن اهل قلم برازجان و باشگاه نویسندگی شهرزاد، پوسترهای نشست ادبی شب داستان به یادمرتضی انوشه نشرداده شده بود وبزرگواران به صورت خودجوش دراین شب داستان حضوریافتند.مسئولین محترم شهراز شهردار تاشورای شهرو ارشادهمه وهمه آمده بودند تابگویندمرتضی انوشه کارگری ساده بابیش ازده جلدکتاب یادگاردشتستان سربلنداست .

به پاس خدمات انوشه، شهردار دشتستان  نوید داد که خیابانی بانام مرتضی انوشه نام گذاری می شودو آن لحظه بودکه خستگی ازجان وتنپسین  اسفندیارفتحی ودیگر دست‌اندرکاران این مراسم رخت بر بست. آنان که در روز قلم چنین مراسم باشکوهی به پاس و حرمت نویسندگان برگزار کرده بودند.

داستانم راقرائت کردم ودرانتهای سالن این مرتضی انوشه بود که لبهایش همچون انارشکفته بودو ازتاکستان انگورباچشمانی بارانی خوشه های انگور رابه امانت به دستان اهل قلم میداد بغضم رافرودادم لبخندزدم ..

یک نویسنده همیشه زنده است

نام:
ایمیل:
* نظر: